- -

به گزارش نبض خبر، آنچه که امروز واقعاً به عنوان رسالت مطبوعات مطرح است و در کنار آن واژه آزادی، بسیار دستمایه کلامها و صحبتها شده، این معنا و مطلب است که رسالت مطبوعات مقصدی است که وسیلهای برای رفتن به آن مقصد می خواهد، که از آن به عنوان «آزادی» یاد می شود لذا رهبری در منشور اخلاق رسانه ای فرمودند: « آزادی مطبوعات، باید وسیله تأمین رسالت مطبوعات گردد؛ نه آنکه رسالت مطبوعات در پای آزادی همهجانبه و بی بندوبار، قربانی شود! این همان چیزی است که برنامهریزان و کارگردانان غربی و غربزده حتّی در آنسوی مرزها امروز با صراحت برای تحقّقش تلاش میکنند و در واقع شمشیرها را دیگر از رو بستهاند!»
ایشان همچنین در این خصوص تصریح کردند : «آزادى قلم و بیان، حقِ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدى ندارم و این جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه ى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلى چیزهاى دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکى از نشانههاى رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایه رشد است؛ یعنى از یک طرف رشد و آزادگى ملت، آن را بهوجود مىآورد؛ از طرف دیگر،آن هم به نوبه خود مىتواند رشد ملت را افزایش دهد. البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزشها و حقایق دیگرى هم وجود دارد که با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نباید پامال شود. هنر بزرگ این است که کسى بتواند هم آزادى را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیبها دامنش را نگیرد.»
مطلب دیگری که باید از منشور اخلاق رسانه ای به آن اشاره کرد سه وظیفه اصلی : 1- نقد و نظارت. 2- اطلاع رساني صادقانه و شفاف. 3- طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه و توجه به بحث ارتقاء فرهنگ است که می تواند در صورت تحقق و عزم جدی در بین اصحاب رسانه چراغ راه و تداعی کننده چشم انداز کشور بوده و به حق تنها خبرنگارانند که می توانند پیش قراولان عرصه فرهنگی کشور باشند.
سواد رسانه ای سومین حلقه گمشده ی این عرصه است و اگر سواد رسانهای را علم تنظیم کننده روابط میان مخاطب و رسانه ها براساس هنجارهای درونی شده بدانیم، نباید از جایگاه آن در سیاستهای رسانهای کشور و کشورها غافل شویم و سواد رسانه ای در صورت تحقق می تواند یاری گر سواد سیاسی مردم باشد.
در جامعه امروزی، آموزش و آموختن سواد رسانهای به رشد تفکر انتقادی و مشارکت بیشتر افراد در فرهنگ رسانهای و سیاسی و اجتماعی کمک کرده تا به نتیجه غایی یعنی آزادی بیشتر به افراد به وسیله قدرت دادن به آنها برای دسترسی، اطلاعات، تشخیص و تجزیه و تحلیل و ارزیابی پیامهای رسانه ها دست یابیم.
لذا صرفا می توان در پایان گفت که حضور رسانه ها به طور ناخودآگاه بر سواد رسانه ای مردم تاثیر می گذارد و با اعتماد به این رسانهها، روابط اجتماعی محکم و صلحآمیز حفظ میشود که اینها به نوبه خود، پایه و اساس رفتارهای جمعی و همکاریهای سازنده است و هوچیگرى رسانهاى که به حق آفت عرصه رسانه های زرد کشور شده است را خنثی می کند.
مدیران رسانهها در مواجهه با مخاطبان خود باید در جهت افزایش و ارتقا سواد رسانهای آنها تلاش نمایند تا به عنوان یک رسانه قابل اعتماد شناخته شوند و باشد که اعتماد از دست رفته به دلیل اشتباهات افراد ناهمگون و غیر رسانه ای بدین وسیله جبران شود.
علیرضا بابایی