اختصاصی نبض خبر : جنگ ۱۲ روزه اخیر یک بار دیگر حقیقتی غیرقابل انکار را به نمایش گذاشت: بزرگترین سرمایه هر حکومتی نه ابزار نظامی، نه سازوکارهای امنیتی و نه پروتکلهای کاغذی، بلکه پشتوانه مردمی آن است. همان مردمی که در سختترین شرایط، وقتی آسمان و زمین در آتش دشمن میسوزد، وجب به وجب خاک را پاسداری میکنند.
نگاهی به گذشتهای نه چندان دور کافی است؛ در بحرانها و بلایا، این پزشکان و پرستاران، آتشنشانان و کارمندان شهرداری اعم از رسمی، پیمانی یا شرکتی بودند که کف خیابان ایستادند و جان بر کف، به میدان آمدند. اما حالا در اقدامی عجیب، استانداری گیلان پروتکلهایی سختگیرانه برای ورود همین کارکنان و حتی نیروهای شهرداری وضع کرده است!
این تصمیم نه تنها نشانی از ناتوانی در تأمین امنیت دستگاه اجرایی است، بلکه بازرسی بدنی توهینی آشکار به کارمندانی تلقی میشود که خود به نوعی زیرمجموعه همین استانداری هستند. عجیبتر آنکه این محدودیتها شامل مراجعان مردمی نیز میشود؛ مردمانی که بعضاً خانواده شهدا یا ایثارگرانی هستند که زندگیشان را در راه انقلاب و حفظ مرزهای کشور گذاشتهاند.
اگرچه ممکن است این اقدام با توجیه «ملاحظات امنیتی پس از جنگ» توجیه شود ، اما پرسش اساسی اینجاست: امنیت برای چه کسی و به چه قیمتی؟
آیا امنیت دستگاه حاکمیتی بدون اعتماد و مشارکت مردم اصلاً معنایی دارد؟