‎عاقبت وفاق پزشکیان: کام شیرین شکست‌خوردگان اصولگرا

‎عاقبت وفاق پزشکیان: کام شیرین شکست‌خوردگان اصولگرا

اختصاصی نبض خبر: علی‌ رغم قهر ۶۰ درصد از مردم با صندوق‌های رای در انتخابات، حداقل چهل درصد هنوز به دولت پزشکیان امید زیادی داشتند. پس از سال‌ها ناکامی و تجربه‌های تلخ ناشی از عملکرد اصولگرایان، به‌ویژه فجایع گسترده و ناتوانی‌های عیان دولت سیزدهم، جامعه با تمام تردیدها و زخم‌های کهنه‌اش، تصمیم گرفت یک بار دیگر به صندوق رأی رجوع کند؛ این‌بار با امید به اصلاح، با امید به پایان دادن به چرخه‌ای فرساینده از ناکارآمدی، تحجر و فساد.

پزشکیان با شعارهایی پرطمطراق، ادعاهایی مبنی بر شجاعت در اجرای اراده مردم و وعده‌هایی درباره کنار نرفتن از مسیر وعده‌داده‌شده، توانست دل بسیاری را به دست آورد. او به صراحت گفت اگر نگذارند برنامه‌هایش را اجرا کند، استعفا خواهد داد. همین سخنان، باور خاموش‌شده بسیاری از مردم به تأثیر رأی را دوباره زنده کرد. کسانی که سال‌ها در حاشیه مانده بودند یا از صندوق رأی ناامید بودند، به صحنه بازگشتند، تنها به این امید که شاید این‌بار صدایشان شنیده شود و روند مخرب گذشته دگرگون گردد.

اما دیری نپایید که نخستین آزمون جدی پزشکیان، یعنی انتخاب وزرا، با رسوایی تمام به نفع همان شکست‌خوردگان دیروز رقم خورد. مردمی که امیدوار بودند شاهد معرفی چهره‌هایی مستقل، متخصص و همسو با رأی مردم باشند، ناگهان با فهرستی از وزرا مواجه شدند که یا اصولگرا بودند یا وامدار و همراستا با جریان‌های اقتدارگرا و ناکارآمد سابق.

ضربه دوم زمانی فرود آمد که انتخاب استانداران نیز بر همان مدار صورت گرفت. در جای‌جای کشور، چهره‌هایی منصوب شدند که نه تنها نسبتی با شعارهای انتخاباتی پزشکیان نداشتند، بلکه پیش‌تر خود بخشی از ساختارهایی بودند که مردم علیه آن‌ها رأی داده بودند. گویی دولت جدید، به‌جای آن‌که اراده رأی‌دهندگان را بازتاب دهد، به پروژه‌ای برای بازسازی شکست‌خوردگان تبدیل شد.

چرخه انتصابات در سطوح مدیریت کلان و میانی نیز از همان الگو پیروی کرد. نام‌هایی که مردم پیش‌تر به آن‌ها «نه» گفته بودند، این‌بار با پوشش «وفاق ملی» و شعارهایی غیرواقع‌بینانه که بیشتر به تسلیم در برابر اقتدارگرایی شبیه بود تا اتحاد واقعی، دوباره به صحنه بازگشتند.

شعار وفاق پزشکیان، نه نشانه‌ای از درک پیچیدگی‌های سیاسی، بلکه بیشتر یک تصور خام و بی‌پایه از سازش‌پذیری با جریانی بود که اساساً به رأی مردم باور ندارد. نتیجه آن شد که دولتی که با حمایت بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان و اندک نیروهای مستقل باقی‌مانده روی کار آمد، در عمل به کام مخالفانش تمام شد.

امروز در بسیاری از نهادهای کلیدی کشور، چه در سطح ملی و چه در استان‌ها، افرادی بر مسند نشسته‌اند که یا در جریان انتخابات فعالانه علیه پزشکیان عمل کردند یا عملاً هیچ باوری به برنامه‌های اعلام‌شده او ندارند. در چنین شرایطی، طبیعی است که نه‌تنها صدای مردم شنیده نمی‌شود، بلکه همان رأیی که با امید به اصلاح داده شده بود، به ابزاری برای بازتولید همان ساختارهای گذشته بدل شده است.

کنار گذاشتن نیروهای مؤثر و متخصصی که در پیروزی دولت فعلی در انتخابات نقش حیاتی داشتند، چه از سر ناکارامدی یا بی‌ارادگی تیم پزشکیان و چه در نتیجه فشار نهادهای موازی و پشت‌پرده، تصویر تلخ و تأسف‌باری از آن‌چه دولت وفاق نامیده می‌شد، ارائه می‌دهد.

در نهایت، این‌همه تنها یک پیام روشن دارد: اگر نگوییم امید به اصلاح از مسیر دولت پزشکیان در عمل پایان یافته، حداقل، با این روند و این عقب‌نشینی‌ها، روزبه‌روز رنگ می‌بازد. کسانی که چشم به تغییر بسته بودند، امروز بیش از همیشه باید دریابند که از دولتی که به نام وفاق، اصولگرایان را بر سر سفره‌ای نشاند که مردم برای پیروزی آن جنگیده بودند، نمی‌توان انتظار تحقق وعده‌های بهتری داشت.

بنابراین، برای آن‌ها که هنوز به آینده ایران می‌اندیشند، شاید زمان آن رسیده باشد که از دولت مایوس‌کننده پزشکیان قطع امید کنند و چشم به افق‌هایی بدوزند که نه بر پایه سازش با مخالفان رأی مردم، بلکه بر پایه ایستادگی بر خواست جامعه شکل گرفته باشد.

 

سعید خاوری نژاد

نبض خبر در شبکه های اجتماعی : خبر فوری اخبار کوتاه شنیده ها تحلیل ها خبر در لحظه 

  • اخبار مرتبط
  • تبادل نظر