00010 copy

آشنایی با اصطلاحات حقوقی در قانون

تعارض: تقابل دو امر یا دو فکر در جهت مخالف یکدیگر

تعدی: تجاوز به مال یا حق غیر؛اخذ مال غیر همراه با اذیت و تجاوز به حقوق دیگران بدون مجوز قانونی

تعهد: بر ذمه گرفتن حقی به نفع دیگران؛التزام

تقبیل: بوسیدن کسی به قصد کسب لذت جنسی

تمکین: اطاعت زن از شوهر در امور زناشویی که خود را در اختیار او قرار دهد،مگر درمواردی که طبق موازین شرعی و قانونی منعی داشته باشد

تمییز: تشخیص شود از زیان و خوبی از بدی

توقیف: سبب آزادی شخص یا اموال او به حکم قانون با حالت انتظار رهایی

جلد: اجرای حد با تازیانه

جنایت برمنافع: از بین رفتن کلی یا نسبی یکی از حواس یا اعمال فیزیولوژیکی بدن

حبس ابد: حبس برای تمام عمر

حبس تادیبی: حبسی که برای موارد جنحه معین شده

حبس تکدیری: حبسی که برای موارد خلاف تعیین شده

حجر: نداشتن اهلیت استیفا،نداشتن قدرت اداره امور به علت صغر یا جنون

حد: مجازات بدنی که حداقل و حداکثر ندارد

حضانت: نگهداری مادی و معنوی کودک توسط کسانی که قانون مقرر داشته

حرز: موضعی که بدون اجازه مالک کسی حق ورود به آن را ندارد

حمل: جنین از مرحله نطفه تا زمان ولادت

خسارت: زیان وارده،مالی که باید زیان رسانده به زیان دیده بدهد

خلاف: جرایمی که برخلاف نظامات عادی و یا دولتی انجام گیرد

خیانت درامانت: مواردی که شخص امین مال مورد امانت را تصاحب کرده و یا تلف نماید.

دادخواست: شکواییه ای که به مقامات قضایی به طور کتبی تقدیم یا به طور شفاهی عرض می گردد.

دادخواه: مدعی،کسی که طرح دعوا می کند و تظلم می نماید.

دادرس: قاضی،کسی که به شغل قضا مشغول است.معمولا به قاضی عضو دادگاه اطلاق می شود

دادرسی: مجموعه عملیاتی است که به منظور اخذ تصمیم قضایی در یک دعوی معین به کار گرفته می شود

دادنامه: پاک نویس رأی دادگاه که به امضای دادرس دادگاه و مدیر دفتر آن رسیده باشد

درخواست: تقاضا،خواست چیزی از مقام قضایی به طور کتبی

دفاع: پاسخی که طرفین دعوی به یکدیگر می گویند یا ایرادی که بر دعوی طرف می گیرند

دفاع مشروع: حقی که افراد برای دفاع از ناموس،جان و مال خود،در صورت عدم دسترسی به قوای دولتی دارند

دلیل: چیزی که برای اثبات امری به کار می رود

دیه: جریمه مالی که میزان آن برای هر آسیبی در قوانین مجازات اسلامی تعیین شده است.

رشید: کسی که به رشد عقلانی رسیده است و دارای عقل سالم و قدرت اداره امور خود است.

رشوه: دادن مالی است به مأموران رسمی دولتی یا غیر آن برای انجام کاری که ممکن است قانونی باشد.

رشوه: رایشی را رشوه دهنده،مرتشی را رشوه گیرنده و رایش واسطه رشوه دادن نام دارند.

رضا: رضایت،میل قلبی است در موافقت با یک عمل قانونی که معمولا به نفع طرف صورت می پذیرد.

رضاع: شیر خوردن به دفعات یا زمان معینی از یک مادر،بین شیرخواره و فرزندان آن مادر قرابت رضاعی حاصل می آید.

زانی: مردی که مرتکب زنا شده است.

زانیه: زنی که مرتکب زنا شده است.

سحق: همجنس بازی زنان،وقتی که فاعله و مفعوله هر دو زن هستند.

سفیه: غیررشید،کسی که قادر به اداره امور خود نباشد.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در whatsapp
  • اخبار مرتبط
  • تبادل نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.